ذهن خالی

! مراقبه هایم را مینویسم پس هستم

ذهن خالی

! مراقبه هایم را مینویسم پس هستم

آدرس های تبلیغاتی در کامنت ها نمایش داده نخواهد شد .
با احترام


آن روزها رفتند
آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می پوسند
از تابش خورشید پوسیدند

آن روزها / فروغ فرخزاد

دنبال کنندگان ۱۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روانشناسی رفتار» ثبت شده است

وقتی تله رهاشدگی دارید بین صمیمیت طلبی و صمیمیت گریزی در نوسان هستید! هم کشش زیادی برای رابطه عاطفی در خود احساس می‌کنید و هم چون از جدایی‌ها می‌ترسید از صمیمیت می‌گریزید! این وابستگی‌های شدید اول رابطه و سپس سرد شدن‌های بعدی، دیگران را هم از شما دور می‌کند!

چون همیشه در حال پیش‌بینی هستید که شما را ترک می‌کنند؛ پس دل به روابط ناپایدار می‌بندید تا سناریوی رها شدگی تکرار شود! روابطی که طرف مقابلتان در رابطه تاهل قرار دارد یا به شما همیشه خیانت می‌کند و یا گاهی هست و گاهی نیست! این روابط، مثل قطار شهر بازی ممکن است برایتان جذاب باشند اما باید به زودی از آنها پیاده شوید!

اتفاقا این روابط، بیشتر باعث تکرار تله‌ رهاشدگی شما می‌شوند؛ پس آنها را کنار بگذارید حتی اگر برایتان جذاب هم باشند! این روابط ناپایدار، چون آشنا با تله رها شدگی شما هستند برای شما جذاب‌تر هستند تا روابط پایدار؛ چون ذهن شما روابطی غیر از اینها را واقعی یا حتی عاشقانه نمی‌داند!

البته هر جذابیتی نشانه وجود تله نیست؛ بلکه باید آگاه باشید در چه شرایطی ارتباط برقرار می‌کنید! مخصوصاً وقتی که احساسات و یا هیجانات جنسی شما افراطی و خارج از کنترل شده‌اند! بهتر است ابتدای روابط عاطفی خود، با هزار دل، عاشق طرف مقابل نشوید و اجازه دهید عشق در مسیر شناخت بیشتر و واقعی‌تر در شما ریشه بدواند.

یک رابطه امن، پایدار و‌ متعادل از جهت هیجانی، بهتر نیست تا یک رابطه موقتی، بی‌ثبات و کاملاً هیجانی؟ دنبال روابط امن و پایدار باشید و نسبت به جدایی‌های موقتی و معمولی آن، واکنش تند نشان ندهید. اجازه دهید دیگران شما را آزادانه انتخاب کنند و از روی اختیار با شما باشند‌ و روزی که واقعاً خواستند دیگر کنار شما نباشند برای خود ارزش قائل شوید و آنها را با نتایج تصمیمشان رها کنید.

نویسنده: ادمین پیج

با ما به #روانشناسی_عزت‌نفس 🕊 بپیوندید ↙


Telegram: 🆔 @realitymind
Insta: instagram.com/reality.mind

۲ نظر ۱۹ آذر ۹۹ ، ۱۵:۳۵
ذهن خالی

آیا تنها اطلاعات، دانش و مطالعه می‌تواند باعث شود ما یک زندگی عقلانی و خردمندانه داشته باشیم؟ بسیاری از ما ممکن است دانش و اطلاعات بالایی در زمینه‌هایی داشته باشیم و همیشه در حال کتاب خواندن باشیم؛ اما دچار مشکلاتی هیجانی شویم که دقیقا ناشی از باورها، تفکرات و شیوه فکری ماست! ذهن طبیعی و ناپرورده ما، هر چه را دریافت می‌کند؛ واضح، درست و حقیقت می‌پندارد! باعث می‌شود ما احساسات و خیالات خود را با تفکرات اشتباه بگیریم و بر اساس آنها تصمیم بگیریم! باعث می‌شود اعمالی بصورت واکنشی از ما سر بزند و بعد متعجب شویم چرا به نتایج درستی نرسیده‌اند! ذهن ناپخته، در مورد اینکه چگونه فکر می‌کند؛ فکر نمی‌کند! این ذهن بایستی پرورش پیدا کند.

شخصی که از کودکی به او آموخته‌اند برای اینکه خوب باشی؛ باید فلان عقیده خاص را داشته باشی یا شبیه ما فکر کنی تا مورد تایید باشی؛ وقتی هم بزرگ می‌شود تنها بر اساس باورهایی که از کودکی به او القا شده است؛ خودش، دیگران و جهان را می‌بیند؛ باورهایی که درستی یا نادرستی آنها زیر سوال نرفته‌اند! زمانی زندگی عقلانی خواهید داشت که هیچ عقیده‌ای را بدون پرسشگری نپذیرید! پرسشگری نیز یک مهارت است که نیاز به تمرین و آموزش صحیح دارد وگرنه باز سوالهایتان، ممکن است شما را به باورهای قبلی‌اتان برساند!

ابتدا دنبال فهمیدن باش؛ بعد فهمیده شدن! اکثر مشکلات هیجانی ما از فهمیدن اشتباه خودمان و دیگران است؛ نه فهمیده نشدن توسط دیگران! فهمیده نشدن توسط دیگران، رنج و غم که دارد؛ اما دیگر اضطراب و عصبانیت ندارد! افسردگی و احساس بی‌ارزشی ندارد! اینها را به شما فهمیدن اشتباه می‌دهد؛ فهم اشتباه خودتان، هیجاناتتان، واقعیت‌ها، اتفاقات و دیگران..!‌ فهمیدن درست، لزوما به معنای فهمیدن مثبت نیست؛ بلکه به معنای فهم و درک عقلانی و منطقی است.

یعنی من متوجه باشم چه افکار و برداشت‌هایی از حرف دیگران یا اتفاقی که افتاده دارم؟ چه هیجاناتی به واسطه این افکار و برداشت‌ها در من شکل گرفته است؟ این افکار و هیجانات، چه ارزش‌ها و مزایایی برای من و چه تاثیراتی بر من دارند؟ فهم درست باعث می‌شود من دیگران را درک کنم و بپذیرم که درک و فهم دیگران نیز مثل خودم محدود و ناقص است و من نمی‌توانم آنها را کنترل کنم یا تغییر دهم.

نویسنده: ادمین پیج

#پرسشگری #پرسشگری_سقراطی #آگاهی #دانش #علم #حقیقت #واقعیت #درک

با ما به #روانشناسی_عزت‌نفس 🕊 بپیوندید ↙


Telegram: 🆔 @realitymind
Insta: instagram.com/reality.mind

۰ نظر ۰۸ شهریور ۹۹ ، ۱۱:۲۴
ذهن خالی

◇■◇ دُزدیِ مُلایم.....

🔹طولانی است ولی ارزش خواندن را دارد.

◇ در دورانِ دانشجویی، پنیرتان را از یخچالِ مشترکِ خوابگاه کِش رفته اند! راستش را بگویید آن سالها با دیدنِ شیشهِ مربّای هویج متعلّق به یکی از دانشجویان، بی آنکه به او بگویید، کمی از آن را نخورده اید؟! 
نه شما "دزد" بودید، و نه آن دانشجو یا دانشجویانی که پنیرتان را یَواشکی از یخچال برداشته بودند. اگر به جای پنیر یا مربّا، داخلِ یخچال "پول" دیده بودید، آن را بر نمی داشتید و آن دانشجویان هم همینطور.

◇ این امر، موضوعِ آزمایش دکتر "دن آریلی" است که در زمینهِ "اقتصادِ رفتاری" پژوهش می کند. او در تعدادی از یخچالهای یک خوابگاهِ دانشجوییِ دانشگاه MIT آمریکا، ۶ بسته کوکاکولا قرار داد؛ همهِ نوشابه ها ظرف ۷۲ ساعت توسّطِ دانشجویان برداشته شدند. آریلی در ادامه به جای نوشابه، پول در یخچالها گذاشت. همان دانشجویانی که نوشابه ها را برداشته و خورده بودند، به پولها دست نزدند و سرانجام خودِ دکتر آریلی، پولها را جمع کرد.

◇ او آزمایشهای بیشتری انجام داد. مثلاً در یک آزمایش به دانشجویان تعدادی سئوال داد؛ به آنها گفته شد به ازای هر پاسخِ صحیح، مبلغی پولِ نقد می گیرند. به گروهِ دیگر گفته شد در قبالِ هر پاسخ صحیح، ژتونی می گیرند و می توانند آن ژتون را در همان اتاق، به پولِ نقد تبدیل کنند. نکته این بود که هر دانشجو، خودش تعداد پاسخهای صحیح اش را می شمُرد و به مُمتَحِن اعلام می کرد و بر اساس ِ خود اظهاری، «پول» یا «ژتونِ قابل تبدیل به پول» را می گرفت.
فکر می کنید دانشجویانِ کدام گروه بیشتر مرتکبِ تقلّب شدند؟!
دانشجویانی که قرار بود پول بگیرند، کمتر تقلّب کردند، ولی گروهِ دیگر با ناراستی، نمراتِ خود را بیش از واقعیّت اعلام کردند. علّت چه بود؟

◇ علّت این است: 
انسانها نسبت به "پول" حسّاسیّتِ بیشتری دارند و اگر درستکار باشند، هرگز به "پولِ" دیگران تعدّی نمی کنند؛ امّا این حسّاسیّت در قبالِ اشیاء دیگری که آنها نیز ارزش ِ پولی دارند، کمتر می شود. شاید اسم ِ این پدیده را بتوان "دزدیِ ملایم" گذاشت. 
آزمایش ِ دانشجویان و پول و ژتون را مرور کنید: 
وقتی قرار بود "پول" بگیرند، کمتر تقلّب می کردند، ولی وقتی قرار بود "ژتون" بگیرند، بیشتر تقلّب کردند؛ حال آنکه می دانستند می توانند آن ژتون ها را در همان اتاق تحویل دهند و در مقابلش پول بگیرند.

🔹 پیشنهادِ اخلاقِ فردی:
به عنوانِ یک انسانِ درستکار، حواستان به این باشد که ممکن است در قبالِ اموالِ غیر پولیِ دیگران، حسّاسیّتِ کمتری داشته باشید و ناخودآگاه به حقوقِ آنها تعدّی کنید.
مثلاً وقتی حواس ِ رئیس تان نیست، ممکن نیست یواشکی از جیب اش صد هزار تومان بردارید. (اصلاً در شأن شما نیست و حتّی فکر کردن به آن هم توهین آمیز است.) امّا بارها و بارها از تلفنِ اداره برای کارِ شخصی تان استفاده کرده اید، در حالیکه تلفنِ همراهِ شما روی میزتان قرار داشت. در واقع با این کار، از جیب مدیرتان حتّی بیش از ۱۰۰ هزار تومان برای تلفنهای شخصی برداشت کرده اید، امّا غیر مستقیم.
شما ممکن نیست از حسابداریِ شرکت تان ۵۰ هزار تومان پول بردارید، ولی به راحتی یک بسته کاغذ سفید را به خانه می برید.
مثالهای دیگر: کارگری که پولی را مستقیم نمی دزدد ولی کم کاری می کند، مسافری که از پتوی مسافرتی که داخلِ پرواز به او داده اند،خوشش آمده و آن را درونِ کیف اش می گذارد،یک مُشتری که کُتی را می خَرَد و از آن خوشش نمی آید و آن را بدونِ کندنِ اتیکت به فروشنده بر می گرداند، ولی نمی گوید که وقتی کُت دستش بوده، گوشه ای از آن به لبهِ میز گرفته و نخ کِش شده است، ناشری که کتابِ دیگری را بدونِ اجازه اش چاپ می کند و صدها مثالِ دیگر.
یادمان باشد هر آنچه ارزش ِ مالی دارد، درست مانندِ خودِ پول است و همانطور که در قبالِ پول و دزدیِ آن، حسّاس هستیم، دربارهِ دیگر چیزهایی که ارزش پولی دارند نیز حسّاس باشیم.

🔹 پیشنهادِ سازمانی:
به عنوانِ صاحبِ یک کسب و کار، ساز و کارهای سازمانی را طوری بچینید که مراقبت از اموالِ سازمان همانندِ مراقبتهای پولی به رسمیّت شناخته شود. به یاد داشته باشید که بسیاری از انسانهای درستکار و شریف،در برابرِ اموالِ دیگران به اندازهِ پولِ دیگران حسّاس نیستند. یک آمار نشان می دهد که زیانِ وارده از محلّ ِ تقلّب در بازگرداندنِ لباسها به فروشگاههای لباس فروشی،از کلّ ِ خُرده دزدی ها در آمریکا بیشتر است. 

🔹 پیشنهادِ تربیتی:
به فرزندانِ خود،حفظِ حقوقِ دیگران را بطورِ مشخّص و با تعیینِ مصداق ها و گفتن مثالها یاد دهید.به آنها بگویید هر آنچه مشخّصاً متعلّق به خودشان نیست، اعمّ از پول و اشیاء دیگر، قطعاً متعلّق به دیگری است و تنها با اجازهِ صاحبانِ آنها می توانند از آنها استفاده کنند.

□ از کتابِ "نابخردی‌های پیش‌بینی پذیر" اثرِ "دن آریلی"، ترجمهِ "رامین رامبد"

کانال فلسفی
@music672702

۰ نظر ۰۹ خرداد ۹۹ ، ۲۱:۴۸
ذهن خالی