ذهن خالی

! مراقبه هایم را مینویسم پس هستم

ذهن خالی

! مراقبه هایم را مینویسم پس هستم

آدرس های تبلیغاتی در کامنت ها نمایش داده نخواهد شد .
با احترام


آن روزها رفتند
آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می پوسند
از تابش خورشید پوسیدند

آن روزها / فروغ فرخزاد

دنبال کنندگان ۱۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

پست 0160

جمعه, ۹ خرداد ۱۳۹۹، ۰۹:۴۸ ب.ظ

◇■◇ دُزدیِ مُلایم.....

🔹طولانی است ولی ارزش خواندن را دارد.

◇ در دورانِ دانشجویی، پنیرتان را از یخچالِ مشترکِ خوابگاه کِش رفته اند! راستش را بگویید آن سالها با دیدنِ شیشهِ مربّای هویج متعلّق به یکی از دانشجویان، بی آنکه به او بگویید، کمی از آن را نخورده اید؟! 
نه شما "دزد" بودید، و نه آن دانشجو یا دانشجویانی که پنیرتان را یَواشکی از یخچال برداشته بودند. اگر به جای پنیر یا مربّا، داخلِ یخچال "پول" دیده بودید، آن را بر نمی داشتید و آن دانشجویان هم همینطور.

◇ این امر، موضوعِ آزمایش دکتر "دن آریلی" است که در زمینهِ "اقتصادِ رفتاری" پژوهش می کند. او در تعدادی از یخچالهای یک خوابگاهِ دانشجوییِ دانشگاه MIT آمریکا، ۶ بسته کوکاکولا قرار داد؛ همهِ نوشابه ها ظرف ۷۲ ساعت توسّطِ دانشجویان برداشته شدند. آریلی در ادامه به جای نوشابه، پول در یخچالها گذاشت. همان دانشجویانی که نوشابه ها را برداشته و خورده بودند، به پولها دست نزدند و سرانجام خودِ دکتر آریلی، پولها را جمع کرد.

◇ او آزمایشهای بیشتری انجام داد. مثلاً در یک آزمایش به دانشجویان تعدادی سئوال داد؛ به آنها گفته شد به ازای هر پاسخِ صحیح، مبلغی پولِ نقد می گیرند. به گروهِ دیگر گفته شد در قبالِ هر پاسخ صحیح، ژتونی می گیرند و می توانند آن ژتون را در همان اتاق، به پولِ نقد تبدیل کنند. نکته این بود که هر دانشجو، خودش تعداد پاسخهای صحیح اش را می شمُرد و به مُمتَحِن اعلام می کرد و بر اساس ِ خود اظهاری، «پول» یا «ژتونِ قابل تبدیل به پول» را می گرفت.
فکر می کنید دانشجویانِ کدام گروه بیشتر مرتکبِ تقلّب شدند؟!
دانشجویانی که قرار بود پول بگیرند، کمتر تقلّب کردند، ولی گروهِ دیگر با ناراستی، نمراتِ خود را بیش از واقعیّت اعلام کردند. علّت چه بود؟

◇ علّت این است: 
انسانها نسبت به "پول" حسّاسیّتِ بیشتری دارند و اگر درستکار باشند، هرگز به "پولِ" دیگران تعدّی نمی کنند؛ امّا این حسّاسیّت در قبالِ اشیاء دیگری که آنها نیز ارزش ِ پولی دارند، کمتر می شود. شاید اسم ِ این پدیده را بتوان "دزدیِ ملایم" گذاشت. 
آزمایش ِ دانشجویان و پول و ژتون را مرور کنید: 
وقتی قرار بود "پول" بگیرند، کمتر تقلّب می کردند، ولی وقتی قرار بود "ژتون" بگیرند، بیشتر تقلّب کردند؛ حال آنکه می دانستند می توانند آن ژتون ها را در همان اتاق تحویل دهند و در مقابلش پول بگیرند.

🔹 پیشنهادِ اخلاقِ فردی:
به عنوانِ یک انسانِ درستکار، حواستان به این باشد که ممکن است در قبالِ اموالِ غیر پولیِ دیگران، حسّاسیّتِ کمتری داشته باشید و ناخودآگاه به حقوقِ آنها تعدّی کنید.
مثلاً وقتی حواس ِ رئیس تان نیست، ممکن نیست یواشکی از جیب اش صد هزار تومان بردارید. (اصلاً در شأن شما نیست و حتّی فکر کردن به آن هم توهین آمیز است.) امّا بارها و بارها از تلفنِ اداره برای کارِ شخصی تان استفاده کرده اید، در حالیکه تلفنِ همراهِ شما روی میزتان قرار داشت. در واقع با این کار، از جیب مدیرتان حتّی بیش از ۱۰۰ هزار تومان برای تلفنهای شخصی برداشت کرده اید، امّا غیر مستقیم.
شما ممکن نیست از حسابداریِ شرکت تان ۵۰ هزار تومان پول بردارید، ولی به راحتی یک بسته کاغذ سفید را به خانه می برید.
مثالهای دیگر: کارگری که پولی را مستقیم نمی دزدد ولی کم کاری می کند، مسافری که از پتوی مسافرتی که داخلِ پرواز به او داده اند،خوشش آمده و آن را درونِ کیف اش می گذارد،یک مُشتری که کُتی را می خَرَد و از آن خوشش نمی آید و آن را بدونِ کندنِ اتیکت به فروشنده بر می گرداند، ولی نمی گوید که وقتی کُت دستش بوده، گوشه ای از آن به لبهِ میز گرفته و نخ کِش شده است، ناشری که کتابِ دیگری را بدونِ اجازه اش چاپ می کند و صدها مثالِ دیگر.
یادمان باشد هر آنچه ارزش ِ مالی دارد، درست مانندِ خودِ پول است و همانطور که در قبالِ پول و دزدیِ آن، حسّاس هستیم، دربارهِ دیگر چیزهایی که ارزش پولی دارند نیز حسّاس باشیم.

🔹 پیشنهادِ سازمانی:
به عنوانِ صاحبِ یک کسب و کار، ساز و کارهای سازمانی را طوری بچینید که مراقبت از اموالِ سازمان همانندِ مراقبتهای پولی به رسمیّت شناخته شود. به یاد داشته باشید که بسیاری از انسانهای درستکار و شریف،در برابرِ اموالِ دیگران به اندازهِ پولِ دیگران حسّاس نیستند. یک آمار نشان می دهد که زیانِ وارده از محلّ ِ تقلّب در بازگرداندنِ لباسها به فروشگاههای لباس فروشی،از کلّ ِ خُرده دزدی ها در آمریکا بیشتر است. 

🔹 پیشنهادِ تربیتی:
به فرزندانِ خود،حفظِ حقوقِ دیگران را بطورِ مشخّص و با تعیینِ مصداق ها و گفتن مثالها یاد دهید.به آنها بگویید هر آنچه مشخّصاً متعلّق به خودشان نیست، اعمّ از پول و اشیاء دیگر، قطعاً متعلّق به دیگری است و تنها با اجازهِ صاحبانِ آنها می توانند از آنها استفاده کنند.

□ از کتابِ "نابخردی‌های پیش‌بینی پذیر" اثرِ "دن آریلی"، ترجمهِ "رامین رامبد"

کانال فلسفی
@music672702

۹۹/۰۳/۰۹

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی