رنج
جمعه, ۸ بهمن ۱۴۰۰، ۰۲:۵۰ ب.ظ
خود بودن سخت است جایی که میخواهند خودت نباشی .
وقتی مجبورم تظاهر کنم به آنچه نیستم تا حقم را بعنوان امتیازی جلوی من پرت کنند حالم از وضعیتی که در آن قرار گرفته ام بهم میخورد .
رنج میکشم .
رنجی طاقت فرسا .
تظاهر کردن و نقاب زدن های بی آزار بخشی از زندگی همه ی ماست . پسندیده و یا فضیلت نیست و به آن ادب و مهربانی میگوییم .
ولی این که از سر نیاز و اجبار سرت را جلوی دریوزگان که حق ات را دو دستی گرفته اند و تا مطیع نباشی به تو نمی دهند رنج آور است .
سکوت میکنی تا مطیع به نظر بیایی . به خودت خیانت میکنی تا حق بقا را از دست ندهی .
حق ات را میگیری اما نه با چنگ و دندان و سری بالا گرفته و با افتخار .
حق ات را با احساس له شدن میگیری .
اما چاره چیست ؟!
تا رشوه ندهی حق ات را نمی دهند .
آیا میشود مدام جنگید ؟
با دشمنی قدرتمند که به اشاره ای نابودت میکند ...
۰۰/۱۱/۰۸