ذهن خالی

! مراقبه هایم را مینویسم پس هستم

ذهن خالی

! مراقبه هایم را مینویسم پس هستم

آدرس های تبلیغاتی در کامنت ها نمایش داده نخواهد شد .
با احترام


آن روزها رفتند
آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می پوسند
از تابش خورشید پوسیدند

آن روزها / فروغ فرخزاد

دنبال کنندگان ۱۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

پست 086

چهارشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ۱۰:۵۴ ب.ظ

دانایی من این است:
چه بسا کارها که در سرزمینی ننگ است و در سرزمینی دیگر مایه‌ی شرف.
هیچ همسایه‌ای را ندیده‌ام که بتواند حقیقت همسایه‌اش را دریابد و هر یک از دیوانگی و شرارت دیگری در شگفت است.
هر ملتی لوح آیین خود را بالای سر آویخته است و هر گردنه‌ای را که پیموده‌اند و عزمی را که در اراده‌ی آنان نهفته بود بر آن نوشته بودند.

 

فردریش نیچه 
چنین گفت زرتشت

 

+این داستان ملت ها نیست . داستان تک تک ماست . داستانی که نشان از جهل ما نسبت به نواقص و ضعف های ما داره .

 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی