ذهن خالی

! مراقبه هایم را مینویسم پس هستم

ذهن خالی

! مراقبه هایم را مینویسم پس هستم

آدرس های تبلیغاتی در کامنت ها نمایش داده نخواهد شد .
با احترام


آن روزها رفتند
آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می پوسند
از تابش خورشید پوسیدند

آن روزها / فروغ فرخزاد

دنبال کنندگان ۱۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

پست 0168

چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۹، ۱۱:۵۰ ق.ظ

درد ِ مرا
تازه میکند شعر
و باران
شورابی است زخم های کهنه را
چشم میبندم
به عمد
بر شهوت نوشتن ات
...
گذری نخواهد بود خیالت را
به کویر خیالم

آری یار
دیریست که آرزوی معجزه را 
به گور سپرده ام
در کنار طپش های قلبی گنگ

سکوت بر لبانم تار بسته
و اندوه
 بختک تمام خواب هایم شده است
..
زبان نخواهد گشاد
قلم
حتی اگر ببارد
باران
حتی اگر ببارد عشق

.
پیرهنم به پاییز سپرده ام
گیسوانم را به زمستان 
و 
دیگر بهاری نخواهد بود
تقویم  بی تابستان مرا

 

ذهن خالی

۹۹/۰۴/۰۴
ذهن خالی

یادداشت

نظرات  (۲)

۰۴ تیر ۹۹ ، ۱۴:۳۳ سیمیا ‌‌‌‌‌

چشم می‌بندم به عمد بر شهوت نوشتن‌ات...‌

 

خیلی خوب بود

یاد محمدرضا عبدالملکیان افتادم که گفت:

دیگر جوان نمی‌شوم

نه به وعده‌ی عشق

و نه به وعده‌ی چشمان تو

و دیگر به شوق نمی‌آیم

نه در بازی باد 

و نه در رقص گیسوان تو

پاسخ:
به به
سپاس
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

درود بر شاعر ******!

پاسخ:
درود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی