ذهن خالی

! مراقبه هایم را مینویسم پس هستم

ذهن خالی

! مراقبه هایم را مینویسم پس هستم

آدرس های تبلیغاتی در کامنت ها نمایش داده نخواهد شد .
با احترام


آن روزها رفتند
آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می پوسند
از تابش خورشید پوسیدند

آن روزها / فروغ فرخزاد

دنبال کنندگان ۱۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

پست 0150

سه شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۱:۴۰ ب.ظ

نوشتن آغاز کرده ام
نه به یاد تو
که بی یاد تو  !
نه بر دفتر
که بر خاطرات تو !
...
و این تلاش 
و این جان کندن
برای فراموشی ات
به باد می رود
وقتی در خوابم 
و تو موذیانه
   به رویاهایم می خزی ...


ذهن خالی

۹۹/۰۲/۳۰
ذهن خالی

یادداشت

نظرات  (۵)

قلم خود شما هست؟

پاسخ:
بلی

بیشتر از اعداد سر در میارم تا حروف و نمیتونم نظر کارشناسی بدم

ولی اگه نوشته های شما شعر نو هست،اشعار اجتماعی نیما یوشیج و مهدی اخوان ثالث واقعا عالی هستن. البته زبان ساده سهراب هم عالی هست

پاسخ:
هیئت داوری که نیست . هر کس از متن ادبی که میخونه برداشتی داره ...
نویسنده مینویسه و خواننده می خونه .
اگر مخاطب باشه و همدل که لذت هم میبره وگرنه دوست داره نقد کنه .
من شخصا هرگز به نقدها بها نمیدم چون هدفم نوشتنه و نقد را سازنده نمی دونم !
و حتی نوعی فضولی ناشی از خودشیفتگی میبینم اش .بیماری مختص ایرانی هایی که فکر میکنند ایراد گرفتن نشان از سواده ولی من اون را نشان از بیشعوری ( اشاره به کتاب بیشعوری) می دونم .

سالهایی که مینویسم زیاد چنین مخاطبان سمج و پرمدعایی داشتم اما مخاطبان فرهیخته و باسواد و مطرح که کمکم کردند خیلی بیشتر داشتم و دارم ...

و سپاسگزار دلگرمی ها و راهنمایی های ایشان هستم و خواهم بود .

و البته مخاطبانی که امروز دوست هم هستیم و قلم من به دل شون مینشسته و می نشینه حتی اگز برداشت اونها کاملا متفاوت از منظور من باشه .

بخونید و اجازه بدید کلمات خودشون کار خودشون را بکنن .
تحلیل و نقد کار دل نیست ...
بذارید کلمات به درون تخیل شما نفوذ کنند و برقص ان .



بله شاعران خوب زیاد داریم .
نیما
فروغ
سهراب
یدالله رویایی
اخوان 
شاملو
و بسیاری دیگر ...

بعد از ١٣ سال در محیط اکادمیک بودن و سعی در تحلیل داشتن، طبیعتا ذهن همه ادمای مثل من تحلیلی شده، برعکس علوم انسانی، علوم ریاضی ( که البته معتقد هستم به اشتباه این نام رو براش انتخاب کردن و درستش علوم فیزیک هست، چون همه علوم در خدمت فیزیک هستن) بر پایه تحلیل و استنتاج هست. اگر نیوتن رفتار سیب رو تحلیل نمیکرد به جاذبه نمیرسید، اگر ذهن پرسشگری نداشت هرگز فیزیک کلاسیک بنام نیوتن نبود.

برعکس شما به نقد باور دارم، بدون نقد پیشرفت کمی بوجود خواهد امد. نقد سریعترین راه یادگیریست.

در انتها هم باید بگم که کامنت قبلی من اصلا انتقاد نبود، صرفا تجربه لذت بردنم از اثار ادبی بود.

پاسخ:
درست میفرمایید .کار ذهن تحلیل کردنه و مشکل هم دقیقا همینجاست . توقفی وجود نداره و ذهن اتوماتیک این کار را انجام میده و نه به اختیار و من بر این نظر هستم که اگر عنان اختیار به دست نگیریم عنقریب دیوانه میشیم !

لطفا جوابیه قبلی من را مجددا بخونید . من مخالف نقد و تحلیل نیستم . موضوع حول و حوش یادداشت من بود .
در حوزه ی ادبیات تحلیل و نقد را برای خودم و افرادی که قصد بیان احساس درونی را دارند از طرف مخاطب عام هرگز جایز نمی دونم مگر اینکه به لحاظ تخصصی لازم باشه که در اون پاسخ بهش اشاره کردم .

قصد من هم شما نبودید . فرصتی شد تا حرف دلم را بنویسم .



به گمانم ریاضیات ؛ فیزیک و بخصوص فیزیک کوانتوم  و شاید حتی شیمی و بخصوص ترمودینامیک  و سایر علوم تحلیلی مثل فلسفه و روانشناسی ( علوم انسانی ) و ... در حوزه ی نقد و تحلیل می گنجند .
حتی رمان یا غزل و البته از طرف متخصصین امر و به ضرورت .

ولی واگویه و سپید ( که اینجا برای آرامش خودم برچسب یادداشت به اون دادم )حرف و دغدغه ی  دل و ذهن نویسنده است .
و به قول زنده یاد سهراب سپهری که به نظر میاد زبان اش برای شما ساده و قابل فهم باشه : 

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم
پشت دانایی اردو بزنیم
دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم
صبح ها وقتی خورشید در میاید متولد بشویم
هیجان ها را پرواز دهیم
روی ادرک؛ فضا؛ رنگ؛ صدا؛ پنجره؛ گل؛ نم بزنیم
آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم
نام را باز ستانیم از ابر
از چنار؛ از پشه؛ از تابستان
روی پای تر باران به بلندی محبت برویم
در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم
کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم


سهراب سپهری موضوعات پیچیده را ساده بیان میکرد ولی این به معنای ساده بودن اشعارش نیست .
نقطه ی مقابل اون شاملو بود . تخصص شاملو واژگان بود و اونها را خوب به بازی میگرفت .
سهراب بصری و شاملو فرد ذهنی بود .

درک سهراب توسط فردی که سروکارش با ریاضیات هست یک پیام داره که فکر کنم خود شما به اون توجه نکردید .
به حرف من فکر کنید . تقلب هم نمیدم .
( من هم ناخودآگاه در دام تحلیل کردن شما افتادم )

درود

تمام سعی من این هست که دقیق از کلمات استفاده کنم، اینطور یاد گرفتم، در بیان مطالب علمی، دقیق نوشتن برای جلوگیری از برداشت چندگانه لازم هست.

زبان ساده به معنی بیان مغاهیم ساده نیست. جوان که بودم کنجکاو تمثیل های سهراب بود و کلی سرچ کردم و متوجه شدم فقط در یک شعر کوتاه، سهراب نه تنها از علوم و ادبیات فارسی بلکه از علوم و ادبیات فرهنگ های دیگه هم استفاده کرده. اونجا بود که متوجه عمق سواد سهراب شدم.

گاهی در تقلب لذتی وصف نشدی هست برای دو طرف، بخصوص طرف مقابل😉

پاسخ:
سهراب عمیق و هنرمندانه می دید . هم فیلسوف بود و هم عارف . نقاش و شاعر هم که بود .
من هم چنین درکی از سهراب دارم و نگاهش را شبیه ذن و بودیسم میبینم ...

اگر تمایل دارید میگم .
خیلی روی تدریس ریاضیات و تخصص شغلی تاکید نکنیم . ما تک بعدی نیستیم . زوایایی در وجودمون هست که یا هنوز پنهانه یا بهش توجه کافی نکردیم .
همینقدر کفاف میکنه به نظرم ...

دقیقا ما تک بعدی نیستیم، ولی بعدی از ما پرورش بیشتری داره و خب نگاه ما به اطراف تحت تاثیر این پرورش هست.

از هنرها به سینما علاقه دارم و  خب کلی هم فیلم دیدم، البته هم اماتور و هم شبه حرفه ای.

ممنون از تقلب شما

پاسخ:
سلامت باشید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی