ذهن خالی

! مراقبه هایم را مینویسم پس هستم

ذهن خالی

! مراقبه هایم را مینویسم پس هستم

آدرس های تبلیغاتی در کامنت ها نمایش داده نخواهد شد .
با احترام


آن روزها رفتند
آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می پوسند
از تابش خورشید پوسیدند

آن روزها / فروغ فرخزاد

دنبال کنندگان ۱۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امید» ثبت شده است

 

خوب که به اوضاع خاصه این نقطه ی جغرافیایی از زمین سراسر زخمی نگاه میکنی هیچ امیدی به بهبود اوضاع نیست !

ایراد از کجاست ؟ 

از مدیریت و سیاست ؟

از ما مردم 

یا از نگرش و رویکرد ما به روند زندگی ؟!

 

همیشه گفته ام و همچنان بر گفته ی خود مصر هستم " امید داشتن ناامیدی میاورد " پس هر دو دام خطرناک ذهن هستند !

 

هر گاه از امید و ناامیدی رها شویم به واقعیت زندگی می رسیم .

به پذیرش می رسیم و آنگاه به تغییر می اندیشیم .

آیا تغییر ممکن است ؟

یا ناممکن ؟!

تغییر ممکن منتظر همت ماست و تغییر ناممکن منتظر یکی شدن با پدیده و یافتن راه جدید ...

 

هنوز خورشید می تابد

زمین میچرخد

و اکسیژن برای تنفس به ریه هامان می رسد .

طبیعت مسیر خودش را می رود بی آنکه به توهمات مالیخولیایی بشر وقعی بگذارد .

 

 

بیایید از امید و ناامیدی به نا+امیدی و دنیای فراتر از خوب و بد قدم بگذاریم .

دستانت را به من بده تا با هم راه را پیدا کنیم ...

 

 

 

۰ نظر ۱۹ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۴:۱۴
ذهن خالی