ذهن خالی

! مراقبه هایم را مینویسم پس هستم

ذهن خالی

! مراقبه هایم را مینویسم پس هستم

آدرس های تبلیغاتی در کامنت ها نمایش داده نخواهد شد .
با احترام


آن روزها رفتند
آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می پوسند
از تابش خورشید پوسیدند

آن روزها / فروغ فرخزاد

دنبال کنندگان ۱۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۱۳ مطلب در ارديبهشت ۱۴۰۰ ثبت شده است

 

موسیقی فیلم اسب تورین ؛ آهنگساز میهالی ویگ

تقدیم به شما دوستان ذهن خالی ..

 

 

سکوت
ویران میکند
سکوت
از نو می سازد
تکرارهای مکرر را
و زندگی
در جریان است
بی آنکه بپرسد 
چرا ؟!
چموشی میکند
می ایستد
مکث میکند
میگرید
میخندد
می رنجد
در باران می دود
در طوفان می رهد
ولی همچنان می رود
بی آنکه 
بایستد
بپرسد
بخندد
بگرید
برود

زندگی زندگیست
پر از موسیقی ...

ذهن خالی

۲ نظر ۳۱ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۹:۰۸
ذهن خالی

 

 

 

میخوام چی کار ؟

واقعا ارزشش رو داره ؟

خب که چی ؟

 

وقتی از جنس بعضی کارها و رفتارها نیستی .

وقتی آدم کاری نیستی .

وقتی راه رو اشتباه میری .

وقتی فکر میکنی یک کاری کردن بهتر از هیچ کاری نکردنه !

وقتی واسه چیزی میجنگی که برات معنا نداره .

 

یک لحظه بایست .

یک نفس عمیق بکش .

برگرد پشت سرت رو نگاه کن .

مکث کن

مکث کن

مکث کن

سکوت 

و بگو 

 ? SO WHAT 

 

+آخیش راحت شدم .

20 اردیبهشت 1400

ظرف و ظروف فراعنه و مردگان هنوز به همین دنیا تعلق داره .

دل خوش سیری چند ؟!

۰ نظر ۳۰ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۳:۰۰
ذهن خالی

خرمگس:
فرهاد قنبری
دغدغه های سقراط

در رساله «آپولوژی» افلاطون، که به صورت مبسوطی به محاکمه سقراط پرداخته می شود با دو نگاه و جبهه مخالف روبرو می شویم. در یک سوی این محاکمه شاکیان سقراط و نمایندگان دموکراسی آتن حضور دارند که معتقدند سقراط با «توهین به مقدسات»، «تشویش اذهان عمومی» و «گمراه کردن جوانان» باعث فریب و انحراف آتن شده است و در سوی دیگر با دفاعیات سقراط که بیان همان دغدغه های همیشگی اوست مواجه می شویم. سقراط در مقام پرسشگر [که همیشه بوده است] در دادگاه حاضر شده و در دفاعیه خود هم مدام آتنیان را به اندیشیدن در کردار، رفتار و گفتار خود دعوت می کند. فضیلت، صداقت و خودشناسی از مهمترین اصول سقراط است، اصولی که به قیمت جان به پای آنها می ایستد.
سقراط در اهمیت گریز از بدی می گوید:
«آری آتنیان گریز از مرگ دشوار نیست، گریز از بدی دشوار است، زیرا بدی تندتر از مرگ می دود» سقراط در دادگاه از ایمانش به قدرت نیکی سخن می گوید و نظم جهان را بر اصول نیکی توصیف می کند: «ملتوس و آنوتوس نمی توانند به من بدی کنند زیرا نظم جهان اجازه نمی دهد که بدان به نیکان زیان برسانند»
تلاش سقراط در دادگاه هم به مانند تمام دوران حیات خردورزش، تلاشی برای خودشناسی و کسب فضیلت است: «زندگی بدون پژوهش درباره خویش، فاقد هر گونه ارزش است»
سقراط در هفتاد سالگی با صدایی رساتر از صدای هر جوانی در ستایشگری از آزادی سخن می گوید: «والاترین و انجام پذیرترین روش ها این است که انسان دهان دیگران را نبندد بلکه بکوشد که خود هر روز بهتر و خردمندتر گردد» 
سقراط کسب فضیلت را بزرگترین وظیفه بشری و تنها راه رسیدن به سعادت واقعی می داند و انسان را مدام به کسب فضایل مختلف دعوت می کند: «خدمتی که از من برمی آید اینست که سر در پی پیران و جوانان بگذارم و به آنان ثابت کنم  که بیش از آنکه در اندیشه مال و جاه باشند به روح خود بپردازند و در تربیت آن بکوشند و آشکار سازم که فضیلت از ثروت نمی زاید بلکه ثروت و همه نعمت های بشری اعم از شخصی و اجتماعی از فضیلت به دست می آید»

ندای جاودان سقراط در دادگاه، ندایی برای همه زمان ها و همه انسان ها در طول اعصار تاریخ است. سقراط با مخاطب قرار دادن آتنیان گویی تمام انسانها در تمام اعصار را مورد خطاب قرار داده و نهیبی می زند تا وظیفه انسانی و مسئولیت فردی و اجتماعی خود را هیچگاه به فراموشی نسپارند.
دغدغه های سقراط همان دغدغه هایی است که از شاگرد بزرگش افلاطون تا به امروز دغدغه های تمام متفکران و اندیشمندان بزرگ بوده است. دغدغه اینکه انسان از صغارت خود خارج شده و با اندیشیدن در رفتار و کردار خود جرات ایستادن بر روی پا و فکر خود را داشته باشد.
@kharmagaas

راست است که سبب محکوم شدن من ناتوانی‌ام بود، ولی نه ناتوانی در سخن گفتن؛ بلکه من از بی‌شرمی و گستاخی، و گفتن سخنانی که شما خواهان شنیدن بودید، ناتوان بودم و نمی‌توانستم لابه و زاری کنم و سخنانی به زبان آورم که شما به شنیدن آنها از دیگران خو گرفته‌اید و من درخور شأن خود نمی‌شمرم.

نه هنگام دفاع از خود آماده بودم برای گریز از خطر به کاری پست تن در دهم، و نه اکنون از آنچه گفته و کرده‌ام پشیمانم. بلکه مردن پس از آن دفاع را از زندگی با استرحام و زاری برتر می‌شمارم.

زیرا سزاوار نمی‌دانم که آدمی چه در دادگاه و چه در میدان جنگ از چنگال مرگ به آغوش ننگ بگریزد. اگر روا باشد که انسان برای رهایی از خطر به هر کردار و گفتاری توسل جوید، در میدان جنگ نیز بسا پیش می‌آید که با انداختن سلاح و سر فرود آوردن در برابر دشمن به آسانی می‌توان از مرگ رهایی یافت. 
آری، آتنیان، گریز از مرگ دشوار نیست، گریز از بدی دشوار است.
@kharmagaas5
دفاعیات سقراط_ (رساله آپولوژی، افلاطون)

۰ نظر ۳۰ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۸:۴۱
ذهن خالی

 

سکوت ، 

و خودت را میشنوی

برکه ای میشوی

بر پوست خنک ات

می درخشد ماه

و سنجاقکی

آب مینوشد بی ترس

سکوت 

جهان را تسلیم تو میکند

بی جنگ

بی خونریزی

بی رنج

 

ذهن خالی 

 

۰ نظر ۲۸ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۲:۳۶
ذهن خالی

 

 

میخواهی نباشی

نه از آن روی که نباشی

میخواهی باشی

و بودن ات را ببینند 

بشنوند ضربان دل ات را

میخواهی بروی

نه از آن روی که بروی

میخواهی آمدن ات را 

دوباره تجربه کنند

و بودن ات را فریاد بزنند

اما مردم چنین نیستند

همین که بروی

دیگر نیستی

مثل قطره اشکی

از چشمان شان می افتی

و فراموش میشوی .

پس بمان

با من بمان

با خودت 

بودن را به بودن ات 

گره بزن باز

 

ذهن خالی

۰ نظر ۲۵ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۵:۵۹
ذهن خالی

▪️چشمان الزا

▪️شعراز لویی آراگون

 

چشمان تو آنچنان ژرفند که به گاه خم شدن برای نوشیدن از آنها

تمامی خورشیدها را دیدم که خود را در آنها می نگرند

همه نا امیدان، برای مردن، خود را به درون آنها پرتاب کرده اند

چشمهای تو آنقدر ژرفند که همه رویاهایم را در آنها گم می کنم

 

 

بادها به عبث در کمین اندوه های لاجوردی اند

اما چشمان تو از آنها روشن ترند، آنگاه که اشکی در آن می درخشد

چشمانت آسمانِ پس از باران را به رشک وا می دارد

هیچ شیشه ای آبی تر از زمانی  نیست که شکسته می شود

 

 

چشمهای تو در تیره بختی، دریچه ای مضاعف می گشاید

که از آنجا معجزه پادشاهان تکرار می شود

با هر تپش قلب، این سه نفر به گردش در می آیند

ردای مریم در طویله آویخته است

 

 

کودکی که مسحور تصاویر زیباست

کمتر شگفت زده می شود

زمانی که تو چشمهای پر عظمت خویش را می گشایی، نمی دانم راست یا دروغ

گویی رگبار باران، گلهای وحشی را می گشاید

 

 

در شبی زیبا جهان با انفجاری در هم شکست

بر بالای صخره هایی مرجانی که کشتیْ غرق شدگان آتش می افروزند

من بر فراز دریا می دیدم که می درخشند

چشمان الزا، چشمان الزا، چشمان الزا...

 

لینک  دانلود

 

https://t.me/c/1107517744/23708

 

 

 

🎼#موزیک 

▪️چشمان الزا

▪️Les Yeux d'Elsa 

▪️Louis Aragoon

▪️Jean Ferrat

 

◼️@MAH_7ART

۰ نظر ۲۱ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۴:۲۴
ذهن خالی

 

خوب که به اوضاع خاصه این نقطه ی جغرافیایی از زمین سراسر زخمی نگاه میکنی هیچ امیدی به بهبود اوضاع نیست !

ایراد از کجاست ؟ 

از مدیریت و سیاست ؟

از ما مردم 

یا از نگرش و رویکرد ما به روند زندگی ؟!

 

همیشه گفته ام و همچنان بر گفته ی خود مصر هستم " امید داشتن ناامیدی میاورد " پس هر دو دام خطرناک ذهن هستند !

 

هر گاه از امید و ناامیدی رها شویم به واقعیت زندگی می رسیم .

به پذیرش می رسیم و آنگاه به تغییر می اندیشیم .

آیا تغییر ممکن است ؟

یا ناممکن ؟!

تغییر ممکن منتظر همت ماست و تغییر ناممکن منتظر یکی شدن با پدیده و یافتن راه جدید ...

 

هنوز خورشید می تابد

زمین میچرخد

و اکسیژن برای تنفس به ریه هامان می رسد .

طبیعت مسیر خودش را می رود بی آنکه به توهمات مالیخولیایی بشر وقعی بگذارد .

 

 

بیایید از امید و ناامیدی به نا+امیدی و دنیای فراتر از خوب و بد قدم بگذاریم .

دستانت را به من بده تا با هم راه را پیدا کنیم ...

 

 

 

۰ نظر ۱۹ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۴:۱۴
ذهن خالی

نه ماه بر آن است که بر هر جا سایه بیافکند.

و نه برکه قصد دارد که ماه را در خود جای دهد.

چه آرام است آب برکه .

هیروساوا -ذن و فرهنگ ژاپن

 

 

+من بی جان .  جان آزاد و رها فعالیت میکند بی آنکه "من" را حس کند .

ن+دانستگی ؛ نا+هشیاری  ؛ شهود ذن   

۱ نظر ۱۷ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۷:۴۴
ذهن خالی

 

 

امروز داشتم فکر میکردم شاید دیگه نتونم ...

 

جلوی آینه بایستم و تارهای موهای سیاه ام رو ببینم .

 

پس خوب به اونها نگاه کردم ...

 

اومدم توی پذیرایی و به خودم گفتم شاید دیگه نتونم زانو هام را بالا بیارم .

پس شروع کردم به ورزش زانو ...

 

چای دم کردم . عطرش رو به درون کشیدم .

شاید دیگه نتونم چای دم کنم 

یا حتی عطر خوب بهارنارنج رو به درونم فرو بدم .

یا حتی اصلا شاید نتونم چای بنوشم ...

 

 

 

+به کارهایی که قبلا . مثلا 10 سال پیش یا بیشتر میتونستم انجام بدم و حالا نمیتونم فکر کردم .

به جوانی و شادابی و سلامت و بی خیالی

به خیلی چیزها ...

 

++بنویسم شاید دیگه نتونم ببینم یا تایپ کنم ...

 

 

- خبر خودکشی سریالی رزیدنت ها بدجور من رو ریخت به هم . 

۱ نظر ۱۴ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۸:۱۱
ذهن خالی

خویشتن پذیری یعنی اینکه خود و تجربیات خودتان را، بدون احساس گناه یا اضطراب از اینکه خوب هستند یا بد؛ خیر هستند یا شر و یا مورد تایید شما هستند یا نیستند؛ بپذیرید! کسانی که با برچسب و قضاوت خود و دیگران، به خویشتن و تجربیاتشان نگاه می‌کنند؛ نمی‌توانند خود را بپذیرند!

در خودپذیری، شما فقط شاهد و آگاه از حقیقتی هستید که در شما جاری‌ست؛ جدا از اینکه خوب است یا بد؛ تلخ است یا شیرین! پسندیده است یا ناپسند! البته پذیرش خودتان، به معنی این نیست؛ در جهت بهبود و رشد خودتان، هیچ کاری نکنید؛ بلکه تا خودتان را همانگونه که هستید نپذیرید؛ چگونه می‌خواهید خودتان را تغییر دهید؟

پذیرش خودتان، به شما این امکان را می‌دهد که از درون و ریشه اعمال خود آگاهی داشته باشید و درک کنید‌؛ پس بیشتر امکان رشد شما محقق می‌شود.

عزت نفس به این ارتباط ندارد که شما چقدر زیبا هستید یا چه کاره هستید! بلکه به این ارتباط دارد که چقدر می‌توانید خودتان را همانطور که هستید ببینید و بپذیرید. مثلا شما با نگاه به چین و چروکهای چهره‌اتان، قضاوت می‌کنید؛ به خود برچسب می‌زنید و رنج می‌کشید! نمی‌گویم حتما باید چین و چروکهایتان را دوست بدارید؛ بلکه خودتان را با همین‌ واقعیت‌ها بپذیرید تا بتوانید خود را دوست بدارید! اگر علیه واقعیت جنگ کنید؛ بر شما مسلط می‌شود!

نیرومندی در این است که واقعیت را بدون مبارزه بپذیرید؛ آن وقت، دیگر چه چیزی از واقعیتی که خلع سلاح شده است؛ می‌تواند به شما آسیب بزند؟!

اگر به فردی که می‌ترسد بگوییم نترس! خونسرد باش! یا مثبت فکر کن! نتیجه نمی‌دهد! کافی است نفس عمیق بکشد و احساس خود را مشاهده کند و بپذیرد؛ اما در خدمت آن قرار نگیرد!

پس بهتر است تصور کند اگر با ترس خود جنگ کند؛ چه نتایجی برای او خواهد داشت؟! پذیرش و هوشیاری، به شما احساس قدرت می‌دهد که بتوانید بر بالای افکار و احساسات خود قرار بگیرید تا رنج و خشم یا ترس و حسادت شما محو شود.

نویسنده: ادمین پیج

#پذیرش #خود_پذیری #عزت_نفس #احساس_ارزشمندی #ترس #خشم #اجتناب #انکار #فرار #ترس #خشم #مشاوره #روانشناسی

با ما به #روانشناسی_عزت‌نفس 🕊 بپیوندید ↙


Telegram: 🆔 @realitymind
Insta: instagram.com/reality.mind

۲ نظر ۰۹ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۶:۵۱
ذهن خالی