مشخص نیست چی میشه .
کاری هم از دست ما آدمای معمولی بر نمیاد .
فقط گول ظاهر را نخوریم .
پشت این حرف ها چیز دیگری پنهان است !
+فعلا تا میتونیم شیره ی زندگی را به درون بکشیم .
Enjoy it
مشخص نیست چی میشه .
کاری هم از دست ما آدمای معمولی بر نمیاد .
فقط گول ظاهر را نخوریم .
پشت این حرف ها چیز دیگری پنهان است !
+فعلا تا میتونیم شیره ی زندگی را به درون بکشیم .
Enjoy it
گاهی دفترچه ی آرامش هم حریف وسواس ذهنی نمیشود .
+شرمنده که محل نکردم بهت . پشیمان هم نیستم آرامش جان .البته این بار !
++ترفند خوبیه . پیشنهاد من : دفترچه ی آرامش
من یک دفترچه دارم که هر فکر مزاحمی میاد به ذهنم توی اون یادداشت میکنم تا بعد به اون رسیدگی کنم .
فرض کنید دارید کتاب میخونید . درس یا مطالعه ی آزاد . مدام فکرهایی میاد به ذهن تون که نمی ذاره به کار فعلی تون برسید .
یک برگه بذارید کنارتون . مثلا مثل لیست To Do بعد اون را یادداشت کنید . ذهن خیالش راحت میشه که بعد میرید سراغش و رهاتون میکنه .
گاهی یک فکر سمج هست و با این ترفندها نمیره . Just Do it
من چند روز مقاومت کردم . اما دیدم شده یک سمج و از آرامش خبری نیست . نباید بحث مقاومت بیاد وسط . اگر اومد یعنی یک جای کار ایراد داره .
انجامش دادم . راضی ام ...
گاهی نمی توان بخشید یا حتی شاید دلمان نمیخواهد که کسی را ببخشیم . این حق ماست .
در اینصورت بهتر است که موضوع را رها کنیم تا مشمول قانون مرور زمان شود .
آرامش نیز حق ماست !
Part one
کارما : در سانسکریت به معنای کنش و رفتار است ( action or deed) .
کنش و رفتار : اعم از آنچه انجام میدهیم . نه فقط توسط بدن و اعضا بلکه ذهن ( نیات و تفکرات و ...) . این کنش و رفتار به نوعی ثمره ی چرخه ی کارما در زندگی های گذشته است (با فرض بر واقعیت تناسخ ) . بدین معنا که آنچه فرد در زندگی فعلی خود و در بیرون از خود میبیند ثمره ی نیات درونی زندگی های گذشته است .
شب
پر از وحشت صبح
می لغزد
به آغوش ابدیت
ساعت دوازده ضربه می زند
و به خواب می رود
شب آه می کشد
مرگ خویش را
و زمین می رقصد
پرز شور این تکرار
دست های آلوده
از معنا شسته ام
پیکر عریان
به خنکای اکنون می دهم
سرمست
شاید که زندگی را به زیر آورم
در بستر پاک باد